از زماني که تعليم و تربيت به وجود آمده است، معلمان به رفتار دانش آموزان توجه داشته اند. حتي سقراط شکايت داشت که دانشجويان او "عاشق تجملند"، رفتارهاي بدي دارند و به اولياي خود بي احترامي مي کنند.
اين نگراني فزاينده وجود دارد که رفتارهاي نامناسب دانش آموزان امروز، به مراتب بيش تر و شديدتر از گذشتگان باشد، ولي شواهد اندکي براي اثبات اين نظريه وجود دارد. کارشناسان گوناگون نظريات متفاوتي درباره اداره کلاس مطرح کرده اند، ولي بهترين شواهد را بايد از مشاهده مستقيم کار معلمان در سازماندهي محيط کلاس به دست آورد. در سال هاي اخير، اصطلاح "مديريت کلاس" عمدتاً به نوعي روش رفتاري براي هدايت رفتار کلاس اشاره داشته است. اين هشت اصل در زمينه مديريت کلاس مي توانند مفيد باشند:

1- امکان فعاليت هاي يادگيري معنادار را فراهم سازيد. رمز پيشگيري از بروز مشکلات در کلاس، داشتن فعاليت هاي با معنا و چالشگرانه است. وقتي دانش آموزان به کار خويش علاقه مند باشند، بي نظمي در کلاس کمتر مي شود و زماني که اطلاعات درسي براي دانش آموزان با معنا باشد، يادگيري تقويت مي شود. يک عامل مهم براي پيدا کردن فعاليت هاي با معنا، اطلاعات شما از دانش آموزان، علاقه ها، روش فکري و ميزان آمادگي آنان است.

2- کلاس را به محيط حمايت کننده تبديل کنيد. يادگيري و رشد، خود به خود اتفاق نمي افتد و به اين منظور لازم است به نيازهاي دانش آموزان پاسخ داده شود. کلاس بايد محيطي باشد که در آن، به نيازهاي زيستي ، ايمني، تعلق و احترام به نفس در حد اعلاي ممکن پاسخ داده شود. آشکار است که معلم نمي تواند جايگزين پدر و مادر شود و سرپرستي و عشقي را که کودک نياز دارد، براي او فراهم کند، ولي مسلماً مي تواند امنيت دانش آموز را در کلاس تضمين کند و با تحسين صادقانه او، نقشي تسهيل کننده ايفا کند.

3- براي يادگيري موفقيت آميز، فرصت هاي لازم را فراهم آوريد. اين گفته قديمي که "موفقيت، موفقيت مي آورد" در کلاس درس، کم تر از ساير جاها صادق نيست. همه دانش آموزان بايد امکان تجربه موفقيت را در کلاس داشته باشند. اين تجربه ممکن است از سهيم شدن در کارها تا پيشرفت در درسي خاص تغيير کند. معناي موفقيت تنها پيروزي در رقابت با ديگران نيست. پيشرفت فرد در انجام کارهاي خود، منبع مهم کسب موفقيت است. معلمان موفق، فعاليت هايي را برنامه ريزي مي کنند که ضمن کارامد بودن، احتمال موفقيت در آن ها زياد باشد.

4- به دانش آموزان کمک کنيد، هدف هاي مربوط به اصلاح خود را تعريف کنند. هدف هايي که دانش آموزان انتخاب مي کنند، در رفتار موفقيت آميز آنان تأثير دارد؛ يعني احتمال بروز رفتارهاي سازنده از دانش آموزاني که هدف هاي مربوط به اصلاح خود را دنبال مي کنند، بسيار بيش تر از آن هايي است که فقط در پي هدف هاي عملي کلاس هستند.

5- درباره نتايج کارها، اطلاعات لازم را در اختيار دانش آموزان بگذاريد. گفتن نتايج کارها توسط معلمان، با موفقيت دانش آموزان رابطه نزديک دارد. اگر آن ها به بچه ها، کارهاي خوبشان و معيارهاي خوب انجام دادن کارها را توضيح دهند، يادگيري دانش آموزان استمرار پيدا مي کند و امکان بروز رفتارهاي بد کاهش مي يابد. به علاوه، اين کار سبب مي شود که آن ها درباره خود در رابطه با کارهايشان داوري کنند و کارهايشان را تحليل کنند.

6- دانش آموزان را در تصميم گيري شرکت دهيد. دانش آموزان نياز دارند که احساس کنند در مورد کارهايي که انجام مي دهند، مختارند. اگر مديريت کلاس ضعيف باشد، آن ها احساس مي کنند که در مورد يادگيري خود اختيار ندارند. در اين صورت، آن ها آنچه را معلم مي خواهد انجام مي دهند و انگيزه شان براي ادامه کار کاهش مي يابد. معلمان موفق به دانش آموزان خويش اجازه مي دهند که نقش مهمي را در تعيين تجربه هاي يادگيري ايفا کنند. آن ها اغلب به دانش آموزان اجازه مي دهند که درباره موضوع، زمان و نحوه يادگيري تصميم بگيرند. مشارکت دانش آموزان سبب مي شود که احساس کنند، بر اوضاع مسلط هستند. در نتيجه، انگيزه آن ها افزايش و امکان بد رفتاري شان کاهش مي يابد.

7- براي روزهاي "بد" برنامه ريزي کنيد. گاهي موفق ترين معلمان نيز با وجود برنامه ريزي، از تدريس باز مي مانند. از جمله رويدادهايي مثل بيماري، مشکلات خانوادگي و ... براي آن ها به وجود مي آيد. در اين صورت، با يک پيش برنامه کلي و با معنا براي مواقع اضطراري، مي توان دانش آموزان را کاملاً مشغول کرد.

8- رفتارهاي مناسب را تقويت کنيد. دانش آموزان نمي توانند در يک زمان، هم مسأله رياضي حل کنند و هم با يکديگر صحبت کنند. در اين جا حل مسأله، رفتار مناسب و صحبت کردن، رفتار نامناسب است. وقتي رفتار نامناسب به ندرت اتفاق مي افتد. اين روزها با يکديگر در تقابل هستند و در يک زمان تنها يکي از آن ها را مي توان انجام داد. پس با تقويت رفتار مناسب مي توان از بروز رفتار نامناسب جلوگيري کرد. معيار مديريت موفق در کلاس، پرهيز از مشکلات است، نه صرفاً برخورد با رفتارهاي نامناسب.