مادر رمز هستی+عاشقانه ها
**********************
گاه آرزو مي كنم زورقي باشم براي تو
تا بدان جا برمت كه مي خواهي.
زورقي توانا
به تحمل باري كه بر دوش داري،
زورقي كه هيچگاه واژگون نشود
به هر اندازه كه ناآرام باشي
يا متلاطم باشد
دريايي كه در آن مي راني.
از كتاب: همچون كوچه اي بي انتها
مارگوت بيكل Margut Bickel
ترجمه احمد شاملو
*************************
و در آخر:
تا زنده ایم باور کنیم طراوت نیکی را
و همسایه دریا بودن را
شاید پس از این یکدیگر را هرگز ندیدیم
هيچ كس نمي تواند چيزي را بر شما آشكار كند مگر آنچه را كه در سحرگاه دانش شما نيم خفته بوده باشد.
آموزگاري كه در سايه معبد در ميان شاگردانش راه مي رود از دانش خود چيزي به آنها نمي دهد .از ايمان خود و از مهر خود مي دهد.
اگر به راستي دانا باشد از شما نمي خواهد كه به خانه دانش او درآييد. شما را به آستانه ذهن شما راهبري مي كند.
زيرا كه بينش يك فرد بال هاي خود را به ديگري نمي دهد.
و همان گونه كه يكايك شما در دانش خداوند تنها هستيد يكايك شما در دانش خود از خداوند تنها خواهيد بود!
و من چه خوش شانس هستم كه در زندگي ام چنين آموزگار دانايي دارم. از اينكه هستي ممنونم
از جبران خليل جبران كتاب پيامبر